جغرافیایی

جغرافیایی

نقد کتاب اندیشه های نو درفلسفه جغرافیا

نقد کتاب اندیشه های نو درفلسفه جغرافیا

انور عزیز دوست    ۸۹۳۰۶۱۵۰۲

با نهایت احترام به تلاش دکتر شکویی در زمینه تالیف آثار فلسفه جغرافیا وبه وجود آورد ن چار چوبی مشخص برای فلسفه جغرافیا در ایران

با توجه به هدفی که ایشان در مقدمه کتاب ذکر کرده است که کشور های جهان سوم بایستی با توجه به شرایط  اقتصادی واجتماعی وسیاسی وفرهنگی بایستی محیط های جغرافیایی را در این چا رچوب وبه نفع خودشان تغییر دهند اما ایشان باتوجه به اینکه ای کتاب فلسفه جغرافیا در همچنین کشوری نوشته شده ومورد استفاده برای چنین جامعه ای است اما در کتاب بیشتر به نظریات اندیشمندان غربی در چهارچوب این جوامع پرداخته است

در کتاب اندیشه های نو در فلسفه جغرافیا بسیاری از مطالبی که در فهرست کتاب آمده است بدون رعایت سلسله مراتب بحثی در متن کتاب آنها را به صورت پراکنده بیان کرده است  ودست به نوعی پراکنده گویی زده است که خواننده با خواندن آن نمی تواند بحث های کتاب را به هم چسب دهد

وبسیاری از مطالبی که در فهرست آمده است وبعدا به تفصیل آن پرداخته است ربط آنچنانی به  فلسفه جغرافی ندارد باتوجه به اینکه مکاتب محدودی برای جغرافیا وجود دارد در حیطه علوم دیگرقرار می گیرد

 وبا توجه به دید کلی نگر وترکیبی جغرافی که خود ایشان به آن معتقدند در مورد بسیاری از مطالب این دید را به کار نگرفته اند وفقط به توضیح آن پرداخته در قسمت کانت به بررسی یک فیلسوف به طور مفصلی پرداخته است بدون آنکه ربط آنچنانی برایش در مورد مکاتب فلسفی جغرافیایی بیابد

 در همان قسمت اول کتاب تعاریف متعددی از جغرافیا آورده است که در واقع نظریات جغرافیدانان است و خواننده با مطالعه آن به عنوان تعاریف جغرافیایی دچار سر در گمی می شود

در قسمت منابع مربو به هر فصل بدون اینکه منابع را ذکر کند اسامی افراد را به لاتین ذکر کرده است

+ نوشته شده در  جمعه سوم دی ۱۳۸۹ساعت 16:42  توسط anvar  | 

نقد کتاب ژئوپلتیک کرانه های دریایی

نقد کتاب ژئوپلتیک کرانه های دریایی ایران (مولف : دکتر یداله کریم پور  با همکاری دکتر محمد حیدری)

باتوجه به اینکه بنده مطالعات چندانی در زمینه ژئو پلتیک نداشته ام اما با خواندن کتاب تاحدودی به مسائل آن علاقه پیدا کردم و مطالب کتاب برایم جالب توجه بود کتاب کاری  ارزشند و در نوع خود بی نظیر است که در ارتباط با مسائل کرانه های ساحلی ومدیریت سواحل کشورمان است  .

 سواحل به دلیل داشتن اهمیت های اقتصادی و تجاری و نظامی و گردشگری و کشاورزی واستخراج معادن و ماهیگیری و آبزی پروری در یک کشور از اهمیت فوق العاده زیادی برخوردارند . همچنان که اکثر شهرها ومراکز جمعیتی و مهم دنیا در کرانه های ساحلی قرار گرفته اند ایران نیز به دلیل داشتن کرانه های ساحلی نیازمند برنامه ریزی برای بهر گیری هرچه بیشتر از پتانسیل های کرانه های ساحلی خود می باشد.

 در این کتاب به مشکلات نواحی ساحلی به طور مفصل اشاره شده است  هرکدام از سواحل کشورمان  نقشهاو اهمیت های مختلفی دارند که بایستی به هرکدام ازآنها اهمیت داده شود  و همچنین در این کتاب موقعیت طبیعی سواحل ایران ذکر شده است ونواحی جمعیتی مربوط به هرکدام از سواحل مورد مطالعه قرار گرفته است و با توجه به پراکندگی جمعیت در هرکدام و از این نواحی ساحلی هر کدام مسائل خاص خود را دارند  وهراکدام از این سواحل باتوجه به پتانسیل های خاص خود با چشم اندازی متفاوت از هم مورد توجه قرار گرفته اند و در این کتاب مناطق ساحلی کشور از نقطه نظر عناصر مختلف اقلیمی مورد بررسی قرار گرفته اند که به وضعیت های سیل وزلزله منابع آب هرکدام از آنها جهت مدیریتی مناسب توجه شده است از نظر مسائل امنیتی وجنگی خلیج فارس به عنوان دریای جنگ ودریا ی خزر به عنوان منطقه دارای امنیت تاریخی وکرانه های دریای عمان پرت ودر حاشیه می باشند و همچنین اثرات نظامی وجنگی بر روی سواحل در هرکدام از سواحل به طور جداگانه بررسی شدهاست در کل به نظرم کتاب به عنوان یک کار تحقیقاتی مهم برای مدیریت سواحل کشور بسیار حایز اهمیت است.

توسط :انور عزیزدوست

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم دی ۱۳۸۹ساعت 17:20  توسط anvar  | 

نقد فیلم عروس ایل ترکمن (مربوط به درس انسان ومحیط)

نقد فیلم عروس ایل ترکمن

 

از آنجایی که ترکمن ها از قدیم الایام یک ایل کوچ نشین بوده اند یک نوع زندگی کوچ نشینی داشته اند که در این سیستم زندگی اسب به عنوان وسیله حمل و نقل و سواری ارتباط مهمی با زندگی آنها داشته است و یک نوع از نژاد خاصی از اسب به نام اسب ترکمن وجود دارد که خاص این قوم است. درمیان ایلات خرافات زیادی وجود دارد از جمله اینکه نباید به ایلات بیگانه عروس بدهی و ارتباطات طایفه ای در میان آنها خیلی گرم است و یکی از شروط زندگی ایل همین روابط صمیمانه میان اعضای یک ایل است که به کمک همدیگر می آیند. در ایل ترکمن مثل تمامی ایلات قدیمی پدرسالاری رایج است و زنان حق دخالت در امور مربوط به مردان را ندارند. ترکمن ها با توجه به زندگی کوچ نشینیشان علاقه به نگهداری اسب داشته اند و این طبیعت است که آنها را وادار کرده است که به اسب متکی باشند و کار نگهداری و پرورش آن را بیاموزند .همچنین در مراسم عروسی آنها در موقع نکاح زنان معمولأ دور مردان می نشینند و ریش سفیدان به وکالت آنها را عقد می کنند و قیچی زدن زنان در نزد ترکمن در حین مراسم به این دلیل است که آنان معتقدند که شیطان و سحر و جادو شیطان از آنها دور می شود و ازدواج برای آنها از جهت تأمین نیروی کار و افزایش جمعیت مهم می باشد.

 خانه های آنها به صورت آلاچیق هایی م یباشند که به آنها اوی گفته می شود که از چوب ساخته شده و دور و بر آن را نمد می پوشانند و به علت سبکی آن این شیوه مسکونی را برای زندگی عشایری خود برگزیده اند تا راحت جمع شود و بتوانند به آسانی آن را به جای دیگر حمل کنند.

توسط  انور عزیزدوست

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم دی ۱۳۸۹ساعت 14:36  توسط anvar  | 

نقد فیلم هزاره جات(مربوط به درس انسان ومحیط

نقد راجع به فیلم هزاره جات

در افغانستان با توجه به ویژگی های خاص آن از جمله خاک مناسب جهت کشت خشاخاش باعث تولید مواد مخدر در این سرزمین شده است. مواد مخدر خاصیت تسکین درد و آرامبخش را دارد و به این دلیل طرفداران زیادی در دنیا دارد. وجود مواد مخدر و اسلحه فراوان امنیت را در این منطقه مختل کرده است و در این میان مردم فقیر و تنگدست هستند که آسیب می بینند . با وجود کشمکش و تنوعاتی که در این کشور وجود دارد سالها طول می کشد که این کشور به رشد قابل ملاحظه دست یابد.

افغانستنا نیازمند بودجه مناسب و حل منازعات و وجود امنیت مناسب است تا به پیشرفت دست یابد ومردم آن از کشت خشخاش دست بکشند.وجود منافع اقتصادی کشت خشخاش و درآمد ناشی از آن این کشور را ناامن و به یک مکان برای پرورش و پناگاهی برای تروریستان تبدیل کرده است .میزان سود قاچقاچیان بین الملی از تریاک 20 برابر مردم افغانستان است از یک طرف قیمت خوب تریاک و از طرفی دیگر فقر روستاییان افغانستان از علل گسترش کشت خشخاش در این کشور است و همچنین همسایگانی که در همجواری افغانستان قرار دارند کشورهای ضعیف هستند و توانایی مقابل با کشت خشخاش و از بین بردن آن را ندراند.

در صورت بهبود اوضاع کشاورزی و اختصاص اعتبارات مناسب از سوی گروههای بین المللی می توان در جلوگیری از کشت خشخاش گام برداشت،کشور افغانستان کاملأ در خشکی قرار دارد و الگوی کشت تریاک باعث تغییر یافتن مسیرهای قاچاق تریاک در این کشور شده است.گروههایی مانند طالبان که در افغانستان شکل گرفته اند به منظور مقابله با فشارهای وارد بر آنها طالبان از کشت خشخاش حمایت کرد. با جمع کردن افراد فقیر جامعه به دور خود و کشت خشخاش به کمک این گروه سبب رونق این روند شده اند.

توسط انور عزیزدوست

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم دی ۱۳۸۹ساعت 14:33  توسط anvar  | 

اکوفاشیسم_مربوط به مکتبهای جغرافیایی

موضوع : اکو فاشیسم

 

نام ونام خانوادگی :  انور عزیزدوست                     شماره دانشجویی :  893061504

 

استاد مربوطه :  دکتر کریمی پور                                                                                                                              درس مربوطه :  مکتبهای جغرافیایی

 

 

اين نگرش که تنها انسان صاحب ذهن مي باشد و ساير موجودات و مظاهر طبيعت، اموري بي اثر مي باشند و لازم است از آنها بهره برداري شود، به صورت دلخواه شکل داده شوند و پرورش يابند، در تخريب و نابودي محيط زيست عاملي تاثيرگذار بوده است. جنبش اکولوژيسم که در چند دهه گذشته به عنوان يک نهضت فلسفي- سياسي طرفداران فراواني را به سوي خود جلب نموده براي مقابله با آن به وجود آمده است. در دهه هاي اخير حفظ اکوسيستم از جمله مفاد مهمي است که در مانيفست بيشتر احزاب و جنبش هاي نوين اجتماعي گنجانده شده است. بسياري معتقدند که اين جنبش تا حدي فرآورده واکنش انتقادي به سنت روشنگري اروپاست.

در واکنش به گرايش هاي سوسياليستي و سرمايه داري نسبت به نهضت سبزها، جنبش حفاظت از زادبوم با خواستگاهي خرده بورژوايي در آلمان پا به عرصه گذاشت. پژوهش در مفاهيم زيست بومي در طول دوران سلطه نازيسم تا حدودي مسئله ساز شد، به اين دليل که نازي ها با يک نگاه ويژه و نژادپرستانه نسبت به محيط زيست و پيامدهاي آن مي نگريستند.

در شکل گيري اين تفکر مخرب سران فاشيسم که هر ناحيه و کشوري، نظير يک موجود زنده، در جهت تامين منابع با همسايگان خود به مبارزه بر خيزد، فرايند تکاملي داروين، فوق العاده مهم بوده است. کاربرد مخرب برخي مفاهيم به دست آمده از اکولوژي و گسترش احساسات ناسيوناليستي بي منطق، توسط سران برخي احزاب تندرو، جهان را با مشکلات عمده اي در دهه هاي اول تا چهارم قرن بيستم مواجه ساخت و در صورت گسترش اشکال جديد اين عقايد در آينده نيز بايد در انتظار عواقب مخرب آن باشيم.

در اين تحقيق قبل از تعريف و بررسي عقيده اکوفاشيسم مقدمه اي راجع به نگرش هاي موجود در ارتباط با انسان و چگونگي رابطه او با طبيعت و همچنين تفکرات فاشيسم ارائه مي شود.

 

اکوسيستم و نگرش هاي موجود درباره آن

به طور کلي سه نگرش نسبت به رابطه انسان و محيط وجود دارد. اولين نگرش متعلق به جناح انسانمدار مي باشد، با اين ديدگاه که نوع بشر بيش از هر چيز ديگري در جهان ارزش دارد و اينکه طبيعت داراي ارزش ذاتي نيست بلکه تنها ماده خامي براي استفاده انسان در راه رسيدن به اهدافش مي باشد.

جناح دوم، پيروان بوم شناسي ژرف، بر اين امر اصرار دارند که اکوسفر ارزشمند است و انسان ها اين ارزش را بدان نبخشيده اند، لذا از اکوسفر و طبيعت نمي توان در حکم ابزاري براي هدف هاي انساني استفاده نمود. نهضت «اول زمين» که از طرفداران افراطي و خشن اين جناح مي باشد و خاستگاه آن ايالات متحده آمريکاست، معتقد است که طبيعت مهمتر از موجودات انساني بوده و آن را به ارزش مطلقي تبديل مي نمايد که صنعتي شدن موجب تباهي و فروپاشي آن مي شود. بسياري از پيروان اين نهضت با خوش بيني به شيوع شديد بيماري ايدز، قحطي و گرسنگي و امکان اپيدمي مجدد ويروس آبله مي نگرند که بر پايه آن معتقدند اين پديده باعث خواهد شد که اکوسفر نفس تازه اي بکشد و طبيعت توازن خود را بر کره زمين بازيابد! برخي از آنان خواهان عقيم کردن توده هاي انساني هستند، اين عده در کل بر چسب اکوفاشيست و اکوخشونت گرا دريافت کرده اند و در نهايت جناح سوم که جناحي معتدل و واقع بين مي باشند معتقد به ارزش گذاري و حفظ محيط زيست براي منافع يا بقاي موجودات انساني هستند. اين عده انسان را همچون ساير موجودات بخشي از اکوسيستم مي دانند و به واقع اظهار مي نمايند حيات انسان نيز مانند همه موجودات به حيات کل اکوسيستم وابسته است و هر خللي که به محيط زيست و ساير موجودات زنده واردآيد، انسان ها را نيز متاثر خواهد نمود. آنها معتقدند که تنها در صورتي انسان ها مي توانند براي حفظ سياره خود و موجودات آن رفتاري مسئولانه داشته باشند که مشارکت و مسئوليت هاي آنها درزندگي به حداکثر برسد و به همه فرصت اظهار نظر داده شود. سبزها معتقدند که برنامه ريزي هاي صنعتي بايد به وسيله متخصصين اکولوژي و بيولوژي، که مي توانند تخريب اکولوژيکي يک روش توليد پيشنهادي را ارزيابي نمايند مورد تائيد قرار بگيرد. همچنين براي سلامتي محيط زيست و انسان ها جايگزين کردن اقتصادهاي سودطلبانه به وسيله برنامه هاي توسعه اقتصادي پايدار، حياتي مي باشد.

 

نظريه اکوفاشيسم

فاشيسم را مي توان نوع افراطي ملي گرايي انقلابي تعريف کرد که هدف آن در درجه اول احياي ملي بر اساس فلسفه زندگي گرايي است و نسبت به خشونت چه به عنوان هدف و چه به عنوان وظيفه با نظري مثبت مي نگرد و مايل است جنگ و نظامي گري را به امري عادي و طبيعي مبدل سازد. در واقع فاشيسم حکومتي خودکامه است که نيازمند ايثارگري توده ها و وقف منافع و حتي زندگي شان در جهت شکوه و افتخار حکومت مي باشد. دولت فاشيست همه چيز را کنترل مي نمايد به طوري که براي اشخاص هيچ انتخابي غير از آنچه دولت اجازه مي دهد وجود ندارد.

نظامي گري ناسيوناليسم افراطي نژادگرايي پيامد فرايند تکاملي داروين و داروينيسم اجتماعي مي باشد، داروين گرايان چنين اظهار مي نمودند که دولت ملي در جهت بقا به طور طبيعي بايد با همسايگان خود به مبارزه برخيزد و رقابت اصلح را لازمه ادامه حيات مي شناختند. آنها به نژاد برتر، نژاد فروتر، عامل رقابت و مبارزه دائمي در جامعه به منزله يک نظام اخلاقي مشروعيت مي بخشيدند.

هيتلر و حزب نازي آلمان، پارادايم بوم شناسي جبرگرا را به خدمت گرفتند و از سال 1930 در جهان استعمارگر، بوم شناسي سياسي، توجيه گر اشغال سرزمين هاي ديگران گرديد.

پيرو اين بحث اکوفاشيسم را مي توان به عنوان يک حکومت خودکامه تعريف نمود که معتقد است اشخاص بايد منافع شان را براي شکوه و افتخار سرزمين شان که به عنوان مکاني با شکوه و مقدس مورد احترام مي باشد، ايثار نمايند. طبق اصول داروينيسم، حکومت اکوفاشيستي در مبارزه براي بقا پيروز خواهد شد، چون چنين حکومتي با محيط زيست سازگارتر است و به عنوان مکاني مقدس براي زندگي، احترام بيشتري براي آن قائل است. البته هيچ حکومت اکوفاشيستي تاکنون وجود نداشته است اما جنبه هاي مهم آن را مي توان در حکومت ناسيونال سوسياليست آلمان تشخيص داد.

پيروان اين مکتب معتقدند که آلوده کردن زمين چه به وسيله فعاليتهاي صنعتي و چه به وسيله پذيرفتن مهاجريني از نژادهاي پست تر، نه تنها پايداري و (امنيت حکومت) را تهديد مي نمايد، بلکه يک توهين به نظم طبيعي و مقدس زمين مي باشد. بنابراين اکوفاشيسم موظف است با استفاده از نظامي گري از زمين در مقابل کشورهايي که به آن احترام نمي گذارند که شامل کشورهاي صنعتي و کشورهاي در حال توسعه و پرجمعيت مي باشند، دفاع نمايد. اکوفاشيست ها معتقدند که کاپيتاليسم و کمونيسم نه تنها انسانها را به توده هاي بدون تمايز تبديل کردند بلکه زمين را با فعاليتهاي صنعتي شان تخريب نمودند. آنها ادعا مي کنند که بين آريايي ها و غير آريايي ها در زمينه جهان بيني، رابطه با طبيعت و غيره تفاوت اساسي وجود دارد و نبايد برتري و اصالت آنها با پيوندهاي نژادي از بين برود.

آنها اظهار مي نمودند که بين حفظ طبيعت و ناسيونال سوسياليسم رابطه اي تنگاتنگ وجود دارد. هيتلر معتقد بود نژاد آلماني نيرويش را از ريشه داشتن در سرزمين بومي اش به دست مي آورد و نيروهاي مدرن ليبراليسم، کاپيتاليسم، کمونيسم، ماترياليسم، دموکراسي و عقل گرايي مردم آلمان را ريشه کن مي کنند و به فساد نژادي آنها منجر مي شوند اما جنبش نازيسم مدعي بود با غلبه بر اين نيروهاي متلاشي کننده جامعه سلامتي سرزمين و مردم آلمان را احيا خواهد نمود.

همانند هيتلر جنبش حفاظت از طبيعت در تلاش بود به مردم يادآوري کند که اگر آنها از اساس طبيعي زندگي جدا شوند و نقش طبيعت را درک ننمايند، هيچ تکنولوژي و هيچ منطق گرايي نمي تواند از آنها و تمدن آنها محافظت نمايد.

حزب ناسيونال سوسياليست آلمان اولين قوانين جامع حفاظت از طبيعت جهان را در تاريخ 26 ژوئن 1935، قانون حفاظت از گياهان و حيوانات را در تاريخ 18 مارس 1936 و قانون حفاظت از خاک را در تاريخ 16 نوامبر 1939 تصويب نمود و همچنين توقيف املاک خصوصي را که به لحاظ اکولوژيکي مهم بودند قانوني نمود (1935). آنها مدعي بودند اين قوانين حفاظت از طبيعت به حفظ روح مردم از اثرات مخرب خارجي و نگرش هاي خارجي و نگرشهاي مدرنيست کمک مي کند.

به طور کلي اکوفاشيست ها اظهار مي نمايند براي محافظت از طبيعت در مقابل فشارهاي صنعتي قانونگذاري ملي بايد براصولي بنيان نهاده شود که اهميت اکولوژيکي و زيبايي طبيعت را تصديق و برآن تاکيد نمايد. دولت و صنايع بايد قبل از تقبل پروژه ها اثرات زيست محيطي آن را مور ارزيابي قرار دهند.



در حال حاضر در آلمان و فرانسه نئونازسيت ها راستي هاي افراطي برتوقف پذيرش مهاجرين آفريقايي و آسيايي است که به اعتقاد آنها خاک و تبارشان را آلوده مي نمايند، نشانه هايي از اکو فاشيسم ديده مي شود. در آينده نيز چنانچه مسائل زيست محيطي به بحرانهاي بين المللي، مثل بحث هايي درباره حقوق آب يا مهاجرت که رهبران ملي از آن براي برانگيختن احساسات قومي و ملي استفاده مي نمايند منجر شود، امکان توسعه انواع اکو فاشيسم وجود خواهد داشت.

 یکی از محققین به نام david pepper می گوید :که در زندگی ام همواره دانشجوی طبیعت بوده ام  وشاهد بوده ام که چگونه از تبیین زیستی و حتی اکولوژیکی در جهت حمایت از فاشیسم سوء استفاده شده است. چنانچه هیتلر تمثیلات وتشابهات زیستی را به ویژه در مورد خاک و نژاد وکشور وقوم در نظریه های فاشیستی –امپریالیستی تبهکارانه خود به کار گرفت اودر سخنرانیهای خود در مورد کسور همواره از ادراک اکولوژیکی سخن می گفت .در زمان ما عده ای از محققین از این فلسفه به عنوان اکو فاشیست نام می برند و محتاطانه می گویند که سازمانها ی نو فاشیستی در اروپا برنامه کار وسیاست خود رابر پایه ی ایدئولوژی سبز قرار داده اند .

حتي امروزه نيز نئوفاشيست ها و اعضاي گروه هاي راست افراطي نئونازيست ها در اروپا و آمريکا مفاهيم مخرب استخراج شده از حرکت محيط گرايي را به کار مي برند. در چنين موقعيتي محيط گرايان بايد هدف و برنامه شان را به طور صحيح و دقيق مشخص نمايند و از افراد سودجويي که ممکن است از آنها براي رسيدن به اهدافشان سوء استفاده نمايند، فاصله بگيرند.

 

منابع  : 

 

سایت اینترنتی                             (باشگاه اندیشه)www.bashgah.net   

 

دکتر حسین شکوئی                                            فلسفه های محیطی ومکتبهای جغرافیایی 

یان مکنزی ودیگران                                          مقدمه ای بر ایدئولوژیهای سبز                    ترجمه:قائدی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۸۹ساعت 18:14  توسط anvar  | 

نقد کتاب فلسفه جغرافی تالیف دکتر شکوئی

 

 

نقد کتاب فلسفه جغرافی تالیف دکتر شکوئی **انور عزیزدوست ***شماره دانشجویی : 893061504 ***استاد مربوطه :دکتر کریمی پور ***   درس مربوطه :مکتبهای جغرافیایی  

نقد کتاب فلسفه جغرافیا تالیف دکتر شکوئی

در نهایت احترام به چهره ماندگار جغرافیای ایران دکتر شکوئی و قدردانی فروان از زحمات دکتر شکوئی برای جغرافیای ایران وتلاشهای فراوان وی برای نوشتن فلسفه جغرافیا برای اولین بار در کشورمان به نظر من کتابی که ایشان برای اولین در زمینه فلسفه ی جغرافیا نوشت دارای متن بسیار ساده و قابل هضم برای کسانی است که علاقه مند به جغرافیا هستند می خواهند به مطالعه جغرافیا روی بیاورند . و این کتاب بیشتر به توصیف و توضیح مطالب جغرافیا می پردازد و می تواند سرآغاز مناسب برای برای ورود و آشنایی به  جغرافیا باشد نه خود فلسفه جغرافیا

در این کتاب در ابتدا به سیر تکوینی علم جغرافیا می پردازد و روند شکل گیری جغرافیا را از نظر تاریخ  شکل گیری آن بررسی می کند ودر ادامه به طور توصیفی شکل گیری چشم اندازهای طبیعی و فرهنگی را پیش می کشدو تاثیرات اقلیمی ودیگر عوامل محیط طبیعی را بر شکل گیری نواحی فرهنگی مختلف بیان می کند و پراکندگی محیط های طبیعی را با  ذکر نواحی مختلف طبیعی در روی سیاره زمین بیان می کند و نواحی طبیعی مساعد برای زندگی انسان وفعالیت های انسانی را بیان می کند و بدون اینکه پیش بینی کند که در آینده   گسترش این نواحی  انسانی و فرهنگی چه تاثیر مخربی  می تواند بر محیط طبیعی داشته باشد وبدون اینکه یک دید آمایشی(پیش بینی مکانهای مناسب برای فعالیت های مختلف انسانی وجایگزینی مناسب آنها) نسبت به نواحی ذنیا داشته باشد صرفا به توصیف آن می پردازد و به نظرم این دید آمایشی برای محیط در قسمت وظیفه جغرافیدانان بایستی آورده می شد وهمچنین کاربرد شیوهای مناسب برای سازگاری بشر با محیط طبیعت بیان می شد   

 

   از لحاظ شکلی کتاب دارای مشکل است برای مثال در همان فصل اول آن که کتاب شروع به بحث جغرافیا می کند و تازه وارد بحث می شود و در صدد معرفی آن است که بلافاصله شروع به توضیح نظریه های جغرافیدانان ومکتبهای آنان می کند بدون اینکه مخاطب هیچ شناختی از آنان داشته باشد و قبلا هیچ توضیحی از آن داده باشد و این در حالی است که در فصل های بعدی به توصیف مکتبها و نظریه های موجود در جغرافیا پرداخته است در حالی که لازم بود ابتدا مکتبهای جغرافیایی(انسانی و طبیعی )راتوضیح می داد و بعد به سراغ دیدگاهها ونظریه های جغرافیدانان می رفت واین کار باعث سردرگمی شخص مبتدی می شود که تازه می خواهد وارد جغرافیا می شود 

ودیگراینکه بهتر بود برای هرفصل آن خلاصه مطالب یا نتیجه گیری نوشته می شد تا خوانند دچار سردر گمی نشود و با خواندن خلاصه مطالب هر فصل دید کلی از مفاهیم و هدف هر فصل کسب کند در حالی که کتاب فاقد این مورد است

اما با توجه به هدف گفته شده در مقدمه که هدف از فلسفه جغرافیا را اصول وقوانین حاکم بر روابط انسان ومحیط بیان کرده است اما در دنبال گیری هدف بیشتر به توصیف محیط های انسانی و طبیعی پرداخته است و در پرداختن به هدف اصلی کتاب بیشتر به جنبه توصیف این محیط ها روی آورده است

همچنین بسیاری از موضوعات را بسیار خلاصه توضیح داده است تا جایی که خواننده نمی تواند هیچ شناختی رابه طور مفید از این موضوع کسب کند مثلا همان جایی که در مورد قلمرو نوشته است بسیار خلاصه نوشته است اما در کنار آن موضوعات ناحیه ای رابه طور مفصلی توضیح داده است و بسیار خوب آن را برای خواننده باز کرده است وخواننده به راحتی می تواند آن را بفهمد

در این کتاب بیشتر موضوعاتی ذکر شده است که تاثیرات عوامل طبیعی را بر انسان وزندگی انسانی و بر فرهنگهای انسانی نشان می دهد و می خواهد تاثیرات این محیط طبیعی را بر شکل گیر ی گروه های انسانی و به وجود آمدن جوامع انسانی وسازگاری انسانها با این محیط برای تامین نیازهایشان را نشان می دهد مثلا تاثیر اقلیم در زندگی انسانها  با در نظر گرفتن عناصر آب و هوایی توسط هانگتینتن بیان شده است 

 

ودر نهایت اگر محتوای شکلی کتاب به شیوه فوق الذکر درست شودوخلاصه برای هر فصل آن وضع شود کتاب قابل فهم وسلیس وروان خواهد بود که مبتدیان جغرافی به راحتر آن را درک می کنند

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر ۱۳۸۹ساعت 21:32  توسط anvar  | 

مربوط به درس انسان ومحیط

محور یا محورهای تعادل محیط زیست در مقیاس کره یا اکوسیستم چیست؟

در حال حاضرتعادل محیط زیست رو به طرف نوعی نامتعادلی و ناهماهنگی پیش می رود لذا به منظور حفظ تعادل آن بایستی اقداماتی انجام گیرد از جمله این اقدامات عبارتند 1)از جلوگیری از استفاده بی رویه از زمین    2) جلوگیری از صید وشکار های بی رویه ای که باعث از بین رفتن گونه های جانوری میشود  3)عدم تغییر کاربریهای جنگلی  4)ممانعت از زیر کشت بردن جنگلها به منظور بهربرداری بیشتر از این زمین وسپس رها کردن آنها بدلیل از دست دادن حاصلخیزی  5)جلوگیری از آلودگی آبها  6)جلوگیری از آلودگی هوای کره زمین

 

پایه واساس اقتصادی مردم جهان در مقیاس کره چیست واین پایه چه عملکردهای داشته است ؟

مرد م جهان برای تامن نیازهایشان به طور مستقیم وغیر مستقیم به زمین وابسته اند هم از معادن ونفت آن در جهت تامین نیازهایشان استفاده می کنندوهم تولیدات کشاورزی ونیازهای غذایشان را از زمین می گیرند لذا با افزایش جمعیت وبهربرداری بیش از حد از زمین ومنابع نفتی ومعادن موجب گشته است که بشر به طور عجولانه وبی برنامه ای محیط زیست را دستخوش تغییر کند و پیامدها نامناسبی را  با خود به همراه داشته باشد که از جمله این پیامدها می توان به گرم شدن دمای کره زمین اشاره کرد که باعث ذوب یخچالها وبالا امدن سطح آب اقیانوس ها شده است که خود تهدید برای به زیرآب رفتن شهرهای بزرگ ساحلی در نتیجه این تغییرات احتمالی گشته است.

انور عزیزدوست

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مهر ۱۳۸۹ساعت 18:37  توسط anvar  | 

مربوط به درس انسان و محیط

تاثیر محیط بر ایدئولوژیها

در مورد تایر محیط برایدولوژیها میتوان به شکل گیری لباس وموسیقی و رقص کردی  اشاره کرد کردها چون در یک منطقه کوهستانی زندگی می کنند در فرم لباسهایشان تاثیر محیط سردسیری دیده می شود برای مثال استفاده از شال بر روی لباسهایشان برای حفاظت از کلیه ها بوده است  واستفاده از شلواری گشاد به دلیل هماهنگی با محیط کوهستانی و راحتی این شلواربه منظوراستفاده از آن درارتفاعات بوده است وهمچنین موسیقی تند کردها به دلیل زندگی درطبیعت سخت وکوهستانی می باشد که این طبیعت شکننده بر موسیقی و عواطف آنها تاثیر گذاشته است اما در مورد رقص کردی باید گفت

که تاثیری مستقیم از محیط داشته است وگرفتن دستهای همدیگر در هنگام رقص وکوبیدن محکم پاها بر روی زمین حکایت از فضای دارد که ناامن بوده واینهاحتی درهنگام رقصهایشان به نشانه اتحاد وتمرینات نظامی  دستهای همدیگر را می گرفتند وپاهایشان را محکم بر زمین می کوبیدند

انور عزیزدوست -دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مهر ۱۳۸۹ساعت 18:31  توسط anvar  | 

پاسخ به سوال درس انسان ومحیط

پنج عامل که سدی در برابر اندیشه جغرافی دان بوده اند؟

 

1)تعصبات فرهنگی وقومی : که باعث شده است در برخی ازموارد اطلاعات وآمار درستی ارائه ندهند وواقعیت را مخفی کنند

2)موانع جغرافیایی : که در بسیاری ازموارد مانع های برای درک صحیحی از محیط های جغرافیایی ایجاد کرده است

3)عوامل مذهبی : درمواردی مذاهب سد راه اندیشه های جغرافیای شده اند

4)قید وبندهای اعمال شده دولتها

 5)پایین بودن دانش وآگاهیهای جغرافیدانان :  در بعضی از جاها موجب شده است تصمیماتی متناقض ارائه دهند

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مهر ۱۳۸۹ساعت 18:24  توسط anvar  | 

بیست عنوان جغرافیایی جدید مربوط به درس انسان ومحیط

۱-جغرافیای نقاط مخاطره آمیز

۲-جغرافیای سرقت های شهری

۳-جغرافیای تلفات جاده ا ی

۴-جغرافیای فرار مغزها

۵-جغرافیای گورستانها

۶-جغرافیای مدگرایی

۷-جغرافیای کشورهای تک محصولی

۸-جغرافیای اقلیت های مذهبی ایران

۹-جغرافیای عملیات انتحاری

۱۰-جغرافیای ظهور تمدن های باستانی

۱۱-جغرافیای جنسیت

۱۲-جغرافیای نابرابرهای اجتماعی

۱۳-جغرافیای امراض واگیردار

۱۴-جغرافیای موسیقی سنتی

۱۵-جغرافیای تجارت

۱۶-جغرافیای مناطق تنش زا

۱۷-جغرافیای مناطق استراتژیک

۱۸-جغرافیای حیوانات وحشی

۱۹-جغرافیای سرمایه

۲۰-جغرافیای پسماندهای شهری

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مهر ۱۳۸۹ساعت 20:33  توسط anvar  |